هوشنگ راستان، در ایران و در شهر ملایر به دنیا آمد و برای تحصیل به آلمان رفت. در المان موفق به اخذ تخصص جراحی وجراحی قلب و سینه وعروق نائل گردید.

دکتر راستان حدود نود مقاله علمی درباره مسائل مختلف پزشکی نوشته است. به علاوه، روش های جدیدی برای درمان بیمارانی که به صورت مادرزادی و اکتسابی از مشکل قلبی رنج می برند ابداع نمود. ابداعات دکتر راستان در دفتر ابداعات جهانی به نام او ثبت شد و افتخاری دیگر بر افتخارات ایشان افزود.

هوشنگ راستان در سال 1315 در شهرستان ملایر به دنیا آمد. تحصیلات ابتدائی اش را در ملایر به پایان رسانید و پس از آن، برای ادامه تحصیل به تهران رفت. در تهران به یادگیری زبان آلمانی مشغول شد و همزمان با شرکت در آزمون اعزام به خارج، با رتبه ممتاز عازم کشور آلمان شد.

در سال 1964 با پزشکی آلمانی ازدواج کرد. نام همسرش "رناته" و متخصص قلب است. ثمره این ازدواج، 4 فرزند است که یکی از آنها پروفسور اردوان راستان می باشد که در رشته جراحی قلب، به مدارجی عالی و ممتاز دست یافته است.

هوشنگ راستان، در آلمان، در سال 1969 میلادی، متخصص جراحی عمومی شد. پس از تلاش بسیار، موفق به اخذ تخصص جراحی، جراحی قلب و سینه و عروق شد.

موفقیت هایش، باعث شد تا او را به عنوان استاد دانشگاه گوتینگن انتخاب کنند و به این ترتیب، دکتر راستان تدریس را آغاز کرد. سه سال پس از آغاز تدریسش، طرف دانشگاه گوتینگن دولت آلمان به دکتر راستان، درجه پروفسوری اختصاص دادند.

موفقیت های او به این میزان ختم نمی شود. دکتر راستان حدود نود مقاله علمی درباره مسائل مختلف پزشکی نوشته است. به علاوه، روش های جدیدی برای درمان بیمارانی که به صورت مادرزادی و اکتسابی از مشکل قلبی رنج می برند ابداع نمود. ابداعات دکتر راستان در دفتر ابداعات جهانی به نام او ثبت شد و افتخاری دیگر بر افتخارات ایشان افزود.

دهه 50 خورشیدی، قلب ایران وضعیت مناسبی نداشت. عده زیادی از مردم، بعد از عمل جراحی قلب از دنیا می رفتند. پروفسور راستان که این موضوع را شنید، نتوانست از وطن خویش دور بماند. غیرت او، اجازه بی تفاوتی نسبت به این مساله را به او نمی داد. برای همین، در سال 1972 میلادی (1350 شمسی) به ایران بازگشت. پروفسور در ارتباط با بازگشتش به وطن می گوید: "با وجود این که همسر من آلمانی است ولی عشق به وطنم ایران، بر همه ریاست ها و امکانات مادی چیره شد. برخلاف بعضی از دوستان پزشکم،  عشق به وطن بر همه چیز غالب شد و به سوی ایران عزیز پرواز نمودم."

پس از بازگشت به کشور، در مرکز قلب ایران،  هم در سمت رئیس بخش و هم به عنوان استاد دانشگاه تهران انتخاب شد. پس از آن، او مشغول تدریس، معالجه و عمل جراحی شد و به این ترتیب، نهضتی در زمینه جراحی قلب در ایران، آغاز شد.

تصمیم بزرگ پروفسور راستان در طول سال های دهه 60 شکل گرفت. او تصمیم گرفت مرکز تخصصی جراحی قلب و عروق در ملایر احداث کند. ساخت این پروژه در ایران و در شهر ملایر، بی سابقه بود؛ پروفسور همه چیز را دقیق برنامه ریزی کرده بود، اما متاسفانه به دلائلی، این پروژه نا تمام ماند.

در برخورد با او، احساس صمیمیت می کنید. سر و وضع و لباس های پروفسور راستان ساده است. کفش هایش دوخت ملایر هستند و به گویش ملایری صحبت می کند. شخصیت آرامی دارد. عاشقانه و دلسوزانه طبابت می کند. آن چنان محبتش بر جانت می نشیند که تو را وادار می کند که بگویی:

گرمی وجودشان در میان انسان ها افزون باد...