احمد محمدی ملايری در نخستين روز فروردين سال ۱۳۰۶ خورشيدی در شهر ملاير به دنيا آمد. او در خانواده‌ای اهل ادب و مذهبی بزرگ شد، پدرش فرزند يكی از علماي شهر ملاير «آقانجفي» مجتهد تراز اول و مرجع مردم ملاير بود و پدر و مادرش نيز سيدهادی ثقة‌الاسلام يكي از علمای مستجاب‌الدعوه بود.


پدرش نيز در حوزه علميه اصفهان و نجف دوره‌هاي تحصيل خود را در علوم معقول (فلسفه) تا مرحله اجتهاد گذراند و در محضر حضرت آقاي آقاسيدابوالحسن اصفهاني تلمذ كرد و پس از بازگشت از نجف اشرف در حوزه علميه شهر ملاير كه در آن عهد حوزه‌اي معتبر بود به تدريس فلسفه و به شرح منظومه حاج ملاهادي سبزواري پرداخت و مدتي بعد به كار قضاوت روي آورد و به خدمت وزارت عدليه (دادگستري) درآمد و پس از چندي به شغل وكالت دادگستري مشغول شد.
مادرش زني باصبر و حوصله بود كه قرائت قرآن را به خوبي مي‌دانست و قرائت قرآن را به كودكش آموخت و همين امر سبب شد تا احمد محمدي ملايري در دامان مادري دلسوز با آرامش و عطوفت پرورش يابد. تحصيلات ابتدايي را در شهر ملاير گذراند و گهگاه به خاطر شغل پدر و به حكم اجبار از شهري به شهر ديگر منتقل مي‌شد. او هم در آن شهر ادامه تحصيل مي‌داد اما تمام دوران دبيرستان را در شهر ملاير گذراند و به دريافت گواهينامه پايان تحصيلات متوسطه نائل آمد، اما به سبب بيماري چشمي كه داشت چند سالي از ادامه تحصيل بازماند ولي بعد از مدتي بالاخره سلامت چشم خود را بازيافت و توانست به دانشكده ادبيات دانشگاه تهران راه يابد و در خرداد سال ۱۳۳۶ خورشيدي موفق به دريافت درجه ليسانس در رشته زبان و ادبيات فارسي شد.
بعد از اتمام تحصيلاتش به خدمت آموزش و پرورش درآمد و به كار دبيري در شهر ملاير پرداخت و بين سال‌هاي ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۲ دبير نمونه دبيرستان‌هاي ملاير بود و شاگردان بسياري در دوره دبيرستان از حضور او بهره جستند.
عشق و علاقه او به تدريس او را بر آن داشت تا بعد از آنكه در سال ۱۳۴۲ به پيشنهاد وزارت فرهنگ به عنوان معاون رايزن فرهنگي ايران در بيروت به خدمت گرفته شود و تمام وقت خود را صرف مطالعه و پژوهش براي تدريس كند تا بنيه علمي‌اش تقويت شود و بتواند بعد از بازگشت به وطن منشأ خدمات تازه‌اي باشد.

در مدت پنج سال در بيروت بيشتر لحظات مشغول تدريس و تحصيل علم بود و از طرفي در مدرسه عالي ادبيات فرانسه (Ecole superieure des letters) به كار فراگيري زبان و ادبيات فرانسه مشغول شد و در همان زمان نيز با مجله دوزبانه (فارسي و عربي) كه از نشريات ويژه و رسمي زبان و ادبيات فارسي در دانشگاه لبنان بود همكاري كرد و مقالاتي از زبان عربي به فارسي براي چاپ در آن نشريه برگرداند.
در همان زمان براي گرفتن درجه دكترا در رشته جامعه شناسي ادبيات در دانشگاه ليون فرانسه ثبت نام كرد و عنوان پايان‌نامه مقدماتي او (La These Complementaire) - ترجمه داستان عروسك پشت پرده صادق هدايت - (از فارسي به فرانسه) بود كه البته با توجه به شرايط نتوانست آن را به چاپ برساند و موفق به گذراندن پايان‌نامه اصلي با عنوان «تأثير شاهنامه بر زندگي اجتماعي ايران» نشد و پس از مدتي بعد از اتمام مأموريت فرهنگي به ايران بازگشت. علاقه و دقت نظر محمدي در زبان و ادبيات فارسي از روزگار كودكي بر او مستولي بوده است؛ به طوري كه پس از بازگشت به ايران در مهرماه سال ۱۳۴۷ در دوره فوق ليسانس زبان و ادبيات فارسي دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران ثبت نام كرد.

موضوع پايان‌‌نامه فوق ليسانس او «ترجمه جلد هفتم از كتاب المغني» بود كه به راهنمايي استاد حسنمينوچهر آن را به اتمام رساند اما از آنجا كه علاقه به كار پژوهشي و تحقيقي داشت با موافقت و راهنمايي استاد رساله‌اي ديگر را با عنوان «تحقيق در تئاتر ايران» نيز به پايان رسانده و آن را نيز ضميمه پايان‌نامه فوق ليسانس خود كرد.
وقتي در سال ۱۳۴۹ فوق ليسانس را با موفقيت به پايان رساند وارد دوره دكترای رشته زبان و ادبيات فارسي شد و توانست در اسفند ۱۳۵۳ با گذراندن رساله دكتراي خود با عنوان «سبك غزلسرايي و تحليل انديشه عرفاني عطار» موفق به دريافت درجه دكتراي آن رشته شود. پايان‌نامه‌اش را با راهنمايي شادروان استاد عبدالحسين زرين‌كوب و مشاورت شادروان استاد پرويز ناتل خانلري و استاد مهدي محقق در تاريخ چهارم اسفند ۱۳۵۳ با موفقيت به پايان رساند.

اين پايان‌نامه بعدها ايجاد انگيزه‌اي براي عنوان يكي از كتاب‌هاي او به نام «بررسي انديشه‌هاي عرفاني عطار» شد. محمدي از سال ۱۳۴۷ معاون دانشكده هنرهاي دراماتيك و عضو هيأت علمي آن دانشكده تا ۱۳۵۲ بوده است. در همان ايام او همواره كوشش و تلاشي مضاعف داشته تا بتواند در جهت پيشبرد اهداف آموزشي نقشي مؤثر از خود به جا بگذارد و محيط دانشكده هنرهاي دراماتيك را براساس اصول آموزشي منطبق گرداند.
دکتر محمدي كار ترجمه، تحقيق و تأليف را از سال‌هاي نخستين دهه 40 يعني همان زمان كه معاون رايزن فرهنگي ايران در لبنان بود، آغاز كرد. ترجمه‌هاي او از زبان عربي و فرانسه به فارسي از جمله مقاله‌هاي او هستند كه در مجله الدراسات الادبيه چاپ مي‌شد. از ديگر مجلاتي كه دكتر محمدي با آنها همكاري داشته مي‌توان به مجله هنر و مردم، هفت هنر، فرهنگ و زندگي، رشد ادب فارسي، كيهان فرهنگي و ... اشاره كرد.


محمدی ملايري درباره عرفان پس از مولوي معتقد است: «به واسطه گسترش انديشه‌هاي عرفاني در قرن ششم و اوايل قرن هفتم هجري، بسياري از شاعران و نويسندگان، بي‌آنكه بتوانند به آن حد متعالي عرفان برسند، براي زيبايي كلام خود از اصطلاحات صوفيه استفاده مي‌كردند و اين امر باعث شده است كه امروزه برخي از آنها را صوفي بدانيم. در مورد حافظ اين مسأله را من چنين تعبير مي‌كنم كه او شاعري بسيار توانا و به ويژه صادق بوده كه به عرفان علاقه قلبي داشته است، اما قلمداد كردن او به عنوان عارف در حد مولوي يا حتي پايين‌تر از او درست نيست».


از مقالات او مي‌توان مقدمه بر ديوان حافظ، مقدمه‌ای بر دوبيتی های باباطاهر، عشق و انواع و مراتب آن از نظر جامی، نظر اوحدي مراغه‌ای درباره آفرينش، سيمای زن در ادب حماسی و اساطيری، مضامين شعر غنايی در ادب حماسی و داستانی و ... اشاره كرد.


محمدی ملایری در دوره‌های مختلف و در حوزه‌های مختلف فعالیت داشت.
مهم‌ترین فعالیت‌ها و مشاغل وی ترجمه فصل پنجم از كتاب مقدمه ابن خلدون، پايان‌نامه دكترا با عنوان سبك غزلسرايي و تحليل انديشه عطار، بيش از ۳۰ سال تدريس در دانشگاه، معاون رايزن فرهنگي ايران در لبنان و مدرس زبان فارسي در دانشگاه آمريكايي بيروت از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۷، معاون دانشكده هنرهاي دراماتيك و عضو هيأت علمي آن دانشكده از ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۲، معاون امور پژوهش‌هاي فرهنگي مركز مطالعات و هماهنگي فرهنگي شورايعالي فرهنگ و هنر، عضو هيأت علمي مدير گروه زبان و ادب فارسي دانشكده دماوند از دي ماه ۱۳۵۷ تا خرداد ۱۳۵۹، عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج، مدير گروه كارشناسي ارشد زبان و ادبيات فارسي واحد كرج، رئيس دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه آزاد واحد كرج از ۱۳۶۹ تا ۱۳۸۲، چهره برگزيده در نخستين همايش چهره‌هاي ماندگار، تأليف بيش از ۵۰ عنوان مقاله علمي در زمينه ادبيات می‌باشد.
برخي از كتاب‌های تأليفي او عبارتند از عرفان مولوي، بررسي انديشه‌هاي عرفاني عطار، اصول و مباني تصوف و عرفان، آيين نگارش و سخنوري و تصحيح كليات آثار عبيد زاكاني.